تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net

گوروش ائدن حورمتلي تورك دوستلاريم ايچين

سلام و خوش گلدين دئييرم سئوگيلي دوستلاريم ايچين. ممنونام گوروشوز اييچين.

أير يازديخلاريم ايچين نظر و يا سؤزوز اؤلورسا، يازارسانيز چوخ سئوينيرم.

سيزلره سئوگيلريمي سونورام. گونوز خوش !

دوستان محترم فارسي زبان عزيز!

با سلام و عرض خوش آمد گويي. از اينكه از وبلاگ بنده ديدن مي نمائيد كمال

تشكررا دارم.اگر نظر يا پيشنهادي داريد بنويسيد خيلي خوشحالم مي كنيد.

روزتان خوش



موضوعات مرتبط: `پيام مدير

تاريخ : پنجشنبه دوم آذر 1391 | 13:52 | نویسنده : ماوي |

تو هیچ میدانستی از سکوت هم می شود الهام گرفت

که روشنی همیشه بشارت بخش

            و پرواز هم همیشه رهایی بخش نیست

باید ساعت ها بنشست تا رهایی آموخت

آری آری همیشه رهایی بخش نیست

              اسارت را بیاموز آن زمانی که در اوج تمنایی



موضوعات مرتبط: ادبي ، اجتماعي
ادامه مطلب

تاريخ : جمعه یازدهم بهمن 1392 | 22:27 | نویسنده : ماوي |


همان گونه که عشق با اشک سخن می گوید

                            به همان گونه عشق بدون معرفت

                                                        و معرفت بدون عمل

                                                                 هیچ ارزشی ندارد....

                                                                               "دکتر شریعتی"



موضوعات مرتبط: ادبي
برچسب‌ها: نوشته دکتر شریعتی

تاريخ : جمعه یازدهم بهمن 1392 | 22:18 | نویسنده : ماوي |

فرشته تصمیمش را گرفته بود پیش خدا رفت وگفت:

خدایا می خواهم زمین را از نزدیک ببینم. اجازه می خواهم و مهلتی کوتاه

دلم بی تاب تجربه ای زمینی است

خدا درخواست فرشته را پذیرفت.

فرشته گفت: تا بازگردم بال هایم را اینجا می سپارم این بال ها در 

زمین چندان به کارم نمی آید.

خداوند بال های فرشته را بر روی پشته ای از بال های دیگر گذاشت و گفت

بال هایت را به امانت نگه می دارم اما بترس که زمین اسیرت نکند زیرا که 

خاک زمینم دامنگیر است.

فرشته گفت: باز می گردم و حتما باز می گردم!

این قولی است که فرشته ای به خداوند می دهد.

فرشته به زمین آمد و از دیدن آن همه فرشته بی بال تعجب کرد.

او هر که را که می دید به یاد می آورد زیرا او را قبلا در بهشت دیده بود.

اما نمی فهمید چرا این فرشته ها برای پس گرفتن بال هایشان به 

بهشت برنمی گردند.

روز ها گذشت و با گذشت هر روز فرشته چیزی را از یاد برد.

و روزی رسید که فرشته دیگر چیزی از آن گذشته دور وزیبا به یاد نمی آورد.

نه بالش را و نه قولش را!

فرشته فراموش کرد فرشته در زمین ماند.

فرشته هرگز به بهشت برنگشت.

 



موضوعات مرتبط: ادبي
برچسب‌ها: نوشته عرفان نظر آهاری

تاريخ : جمعه یازدهم بهمن 1392 | 22:16 | نویسنده : ماوي |

منصور دوانقي (خليفه عباسي) به يكي از اعراب شام گفت:

شكر خداي را به جاي آوريد كه چون حكومت شما بر من واگذار شد،

مرض طاعون از بلاد شما مرتفع گرديد.

اعرابي گفت: خداوند از آن عادل تر است كه دو بلا بر بندگان خويش گمارد!



موضوعات مرتبط: اجتماعي

تاريخ : چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1392 | 22:13 | نویسنده : ماوي |

از برگ برگ  دفتر من پرت می شوند

معشوق های خسته ی پایان گرفته ام

یلدای چشم های تو را گریه میکنند

موهای رنگ و بوی زمستان گرفته ام !

یلدایتان پیشاپیش مبارک



موضوعات مرتبط: ادبي ، اجتماعي

تاريخ : چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1392 | 20:33 | نویسنده : ماوي |
گؤزه لیم!

گؤزلزیم،گؤزلرینی اؤنوتماز.......

اؤره گین منه جان وئرسه،

                       گؤزلرین جانیمی آلیر

زیندان کیمی دیر گؤزلرین

                        وارلیغیمی دارا چکیر

                                       روحومو آپاریر

                                                حبس اؤلورام گؤزلرینده ......


شعر از: گؤروش



موضوعات مرتبط: ادبي

تاريخ : چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1392 | 20:8 | نویسنده : ماوي |

خانمی وارد دفتر یک وکیل دادگستری شد و پرسید:

آقای وکیل جریمه بچه ای که با سنگ،

شیشه پنجاه ریالی را شکسته چقدر است؟
وکیل لحظه ای فکر کرد و گفت: پنجاه ریال از پدرش مطالبه کنید.
خانم گفت: بسیار خوب پس خواهش می کنم

پنجاه ریال مرحمت کنید زیرا این هنر پسر شما است

 که شیشه ما را شکسته است.
وکیل بلافاصله گفت: خانم ببخشید،
شما باید پنجاه ریال لطف کنید

زیرا حق مشاوره قضایی من در هر نوبت صد ریال است.



موضوعات مرتبط: ادبي ، اجتماعي

تاريخ : چهارشنبه سیزدهم آذر 1392 | 21:43 | نویسنده : ماوي |
 
دنیا دیوارهای بلند دارد و درهای بسته که دور تا دور زندگی را گرفته‌اند.
نمیشود از دیوارهای دنیا بالا رفت. نمیشود سرک کشید و آن طرفش را دید.
اما همیشه نسیمی از آن طرف دیوار کنجکاوی آدم را قلقلک میدهد.
کاش این دیوارها پنجره داشت و کاش میشد گاهی به آن طرف نگاه کرد..
شاهد هم پنجره‌اش زیاد بالاست و قد من نمیرسد.
با این دیوارها چه میشود کرد؟ میشود از دیوارها فاصله گرفت و
قاطی زندگی شد و میشود اصلاً فراموش کرد که دیوار هست
و شاید میشود تیشه‌ای برداشت و کند و کند. شاید دریچه‌ای،
شاید شکافی، شاید روزنی.
همیشه دلم میخواست روی این دیوار سوراخی درست کنم.
حتی به قدر یک سر سوزن، برای رد شدن نور،
برای عبور عطر و نسیم، برای ... بگذریم.
گاهی ساعت‌ها پشت این دیوار مینشینم
و گوشم را میچسبانم به آن و فکر میکنم؛
اگر همه چیز ساکت باشد میتوانم صدای باریدن روشنایی را
از آن طرف بشنوم. اما هیچوقت، همه چیز ساکت نیست
و همیشه چیزی هست که صدای روشنایی را خط خطی کند.
دیوارهای دنیا بلند است، و من گاهی دلم را پرت میکنم
آن طرف دیوار، مثل بچه‌ی بازیگوشی که توپ کوچکش را از
سر شیطنت به خانه‌ی همسایه می‌اندازد.
به امید آن که شاید در آن خانه باز شود.
گاهی دلم را پرت میکنم آن طرف دیوار.
آن طرف، حیاط خانه خداست.
و آن وقت هی در می‌زنم، در می‌زنم، و می‌گویم:
« دلم افتاده توی حیاط شما، می‌شود دلم را پس بدهید...»
کسی جوابم را نمیدهد، کسی در را برایم باز نمیکند.
اما همیشه، دستی، دلم را می‌اندازد این طرف دیوار. همین.
و من این بازی را دوست دارم.
همین که دلم پرت میشود این طرف دیوار، همین که ...
من این بازی را ادامه می‌دهم،و آن قدر دلم را پرت می‌کنم،
آن قدر دلم را پرت می‌کنم تاخسته شوند،
تا دیگر دلم راپس ندهند. تا آن در را باز کنندو بگویند:
بیا خودت دلت را بردار و برو.
آن وقت من می‌‌روم و دیگر برنمی‌گردم.من این بازی را ادامه می‌دهم ...

"عرفان نظرآهاری"


موضوعات مرتبط: ادبي

تاريخ : چهارشنبه سیزدهم آذر 1392 | 20:40 | نویسنده : ماوي |

10فرمان زندگی:

1)منتظر باش، متوقف نباش.

2)تأمل کن، معطل نکن.

3)جسور باش، گستاخ نباش.

4)صبور باش، بی خیال نباش.

5)سرسخت باش، لجباز نباش.

6)ساده باش، ساده لوح نباش.

7)شتاب کن، شتاب زده عمل نکن.

8)بگو آره، نگو حتما.

9)بگو نه، نگو هرگز.

10)بگو برات میمونم، نگو برات میمیرم.



موضوعات مرتبط: اجتماعي

تاريخ : چهارشنبه سیزدهم آذر 1392 | 19:46 | نویسنده : ماوي |